برهان حدوث
| خداشناسی | |
|---|---|
| اثبات خدا • توحید • اسما و صفات خدا • عدل الهی • قضا و قدر | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • معجزه • قرآن • وحی • اسلام | |
| امامت | |
| امامان • امامت امامان • برتری اهلبیت(ع) • عصمت امامان • ولایت • غیبت • مهدویت | |
| معاد | |
| مرگ • برزخ • معاد جسمانی • بهشت • جهنم | |
| مسائل چالشی | |
| امر بین الامرین • جبر و اختیار • تقیه • ولایت فقیه • توسل • شفاعت • تحریفناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت |
بُرهان حُدوث یا دلیل حُدوث از براهین جهانشناختی اثبات وجود خدا دانسته میشود که بر حادث بودن جهان و نیازمندی موجود حادث به علت استوار است. حدوث به معنای آن است که موجودی پیش از پیدایش، وجود نداشته و سپس بهوسیله علت خود پدید آمده است. این مفهوم پیش از ورود به مباحث فلسفه اسلامی، در اندیشه متکلمان مطرح بوده و در کاربرد کلامی، عمدتاً به معنای حدوث زمانی به کار رفته است؛ بدین معنا که جهان زمانی وجود نداشته و در مقطعی پدید آمده است.[۱]
ساختار این برهان در تقریر متکلمان بر دو اصل استوار دانسته شده است: نخست، اثبات حدوث زمانی جهان و موجودات آن و دوم، اثبات نیازمندی موجود حادث به علتی که خود حادث نباشد و آن را ایجاد و متعین کند.
در برخی روایات اسلامی نیز استدلال از حدوث مخلوقات بر ازلیت خداوند گزارش شده است.[۲] از امام علی(ع) عباراتی نقل شده که حدوث اشیا و مخلوقات را نشانهای بر ازلیت خداوند معرفی میکند.[۳]
متکلمان برای اثبات حدوث عالم تقریرهای گوناگونی ارائه کردهاند. براساس گزارشی از شهرستانی،[۴] ابوالحسن باهلی تغییر و تکامل موجودات را نیازمند فاعلی مدبر و آگاه دانسته و این تحولات را نشانه وجود علت تدبیرکننده شمرده است.[۵] ابوالحسن اشعری نیز با تکیه بر نظریه ذرات تجزیهناپذیر، پیدایش اجسام را حاصل ترکیب و جدایی ذرات دانسته و این فرایند را حادث و نیازمند خالق معرفی کرده است.[۶] باقلانی، جهان را به نوشته و ساختمان تشبیه کرده و همانگونه که این امور به نویسنده و سازنده نیاز دارند، جهان را نیز نیازمند آفریدگار دانسته است.[۷] جوینی نیز تحقق یکی از صورتهای ممکن جهان را نیازمند فاعلی دانسته است که آن صورت را از میان احتمالات دیگر برگزیند.[۸]
بیشتر فلاسفه تقریر کلامی برهان حدوث را نپذیرفته و برهان امکان و وجوب را جایگزین آن کردهاند؛ بااینحال، کندی حدوث زمانی عالم را پذیرفته و از آن در اثبات وجود خدا بهره گرفته است.[۹] از مهمترین نقدهای واردشده، ناسازگاری مفهوم حدوث زمانی با آغاز زمان دانسته شده است.[۱۰] همچنین گفته شده است که این برهان، حتی با پذیرش مقدمات، لزوماً همه صفات خدای ادیان را اثبات نمیکند.[۱۱] در منابع، نیاز دائمی موجودات حادث به افاضه الهی از نتایج این برهان شمرده شده است.[۱۲]
پانویس
- ↑ مانکدیم، ص۹۴؛ ابن فورک، ص۲۸
- ↑ ابن بابویه، ص۶۹
- ↑ رضی، ص۲۱۱
- ↑ شهرستانی، نهایه...، ص۱۲
- ↑ اللمع، ص۶ -۷
- ↑ شهرستانی، همان، ۱۱
- ↑ باقلانی، ص۲۳
- ↑ ابن رشد، «الکشف»، ص۵۴ - ۵۵، ۶۰؛ جوینی، لمع، ص۸۰ -۸۱؛ الارشاد، ص۱۸-۱۹؛ شهرستانی، نهایه، ص۱۵-۱۶، ۳۹-۴۰؛ نسفی، ج۱، ص۷۸؛ درباره استفاده از این مفهوم در ادله معتزله، نگاه کنید: ملاحمی، ص۱۶۷ به بعد
- ↑ کندی، ص۱۱۳-۱۲۲، ۲۰۶-۲۰۷
- ↑ طباطبایی، ص۶۶
- ↑ جوادی آملی، ص۱۷۴
- ↑ نگاه کنید: ابن فورک، ص۳۸، ۲۵۳-۲۵۴؛ بغدادی، ص۷۰-۷۱
منابع
- نهج البلاغه (صبحی صالحی)، شریف رضی، قم، هجرت، ۱۴۱۴ق.
- ابن بابویه، محمد علی، التوحید، تحقیق محمد حسینی، قم، نشر اسلامی، ۱۳۹۸ق.
- ابن رشد، «الکشف عن مناهج الادله»، فلسفه ابن رشد، دمشق، ۱۳۵۳ق /۱۹۳۵م.
- ابن فورک، محمد، مجرد مقالات الشیخ ابی الحسن الاشعری، به کوشش دانیل ژیماره، بیروت، ۱۹۸۷م.
- اشعری، علی، اللمع، به کوشش جوزف مکارتی، بیروت، ۱۹۵۲م.
- باقلانی، محمد، التمهید، به کوشش جوزف مکارتی، بیروت، ۱۹۵۷م.
- بغدادی، عبدالقاهر، اصول الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه.
- جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، قم، اسراء، ۱۳۷۵، چاپ دوم.
- جوینی، عبدالملک، الارشاد، به کوشش محمدیوسف موسی و علی عبدالمنعم عبدالحمید، بغداد، ۱۳۶۹ق /۱۹۵۰م.
- شهرستانی، نهایه الاقدام، به کوشش آلفرد گیوم، لندن، ۱۹۳۴م.
- طباطبایی، محمد حسین، بدایه الحکمه، تحقیق و تعلیق عباسعلی زارعی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۸ق، چاپ۲۴.
- کندی، یعقوب، الرسائل الفلسفیه، به کوشش محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره، ۱۳۶۹ق /۱۹۵۰م.
- مانکدیم، احمد [ تعلیق ] شرح الاصول الخمسه، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، ۱۳۸۴ق /۱۹۶۵م.
- ملاحمی خوارزمی، محمود، المعتمد فی اصول الدین، به کوشش مکدرموت و مادلونگ، لندن، ۱۹۹۱م.
- نسفی، میمون، تبصره الادله، به کوشش کلود سلامه، دمشق، ۱۹۹۰م.